معين الدين محمد زمچى اسفزارى
مقدمه 41
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
تأليف مولى عبد اللّه بن عبد الرحمن الحسينى المشتهر به الاصيل الواعظ الهروى ، اين كتاب را در زمان سلطنت غياث الدين ابو الفتح سلطان ابو سعيد گورگانى تأليف نموده و ديباچه آن را نيز بنام آن پادشاه موشح ساخته است ، درين كتاب شرح احوال و تاريخچهء زندگانى و سنين ولادت و وفيات و مزارات 209 تن از رجال نامدار هرات را ذكر كرده است . 4 - خاتمه كتاب : « خلاصة الاخبار فى بيان احوال الاخيار » كه مشتمل بر تاريخچه شهر هرات در عهد سلطنت سلطان حسين ميرزا بايقرا مىباشد . اسفزارى در ديباچه كتاب حاضر نيز نام چهار كتاب از تواريخ هرات را ياد كرده ، و آنها را از منابع خود شمرده ، و در تضاعيف كتاب خود مطالب بسيارى از آنها نقل كرده است ، ازين قرار : 1 - كتاب تاريخ هرات از شيخ عبد الرحمن فامى 2 - كتاب تاريخ هرات از ابو اسحق الحداد 3 - كتاب تاريخ هرات از سيفى هروى 4 - كتاب تاريخ هرات كرتنامه از ربيعى پوشنگى صدر الدين ربيعى پسر خطيب پوشنگ صدر شعراء دربار هرات در عصر ملوك كرت ، جوانى پرشور بلندپرواز و صاحب طبعى در غايت روانى بوده است ، او در دربار ملك فخر الدين مقامى ارجمد داشت ، و بامر آن پادشاه مثنوى در تاريخ ملوك كرت و هرات بر منوال شاهنامه فردوسى در ششهزار بيت برشته نظم كشيده و آن را به : « كرتنامه » موسوم نموده است . « 1 »
--> ( 1 ) - اينك نمونهء ديگرى از اشعار حماسهء تاريخى كرتنامه : در وصيت كردن و اندرز ملك ركن الدين كرت بملك شمس الدين كرت گويد : بهر كار رخ سوى دادار دار * همى يار و ياور جهاندار دار ز روز پسينت در انديشه باش * بنيكىشناسى خردپيشه باش مشو در پى آز و آئين بد * بگيتى به نيكى بمان نام خود همى تا تو را دست هست و توان * مكن بد بجان كهان و مهان ره راستى جوى و پاداش ياب * مكن خويش را بستهء خورد و خواب * * *